
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 22:48  توسط محسن
|
عشق

خواستم برای آخرين بار هديه ای برايت بفرستم
گل گفت: مرا بفرست که خط پاکی از عشقم
خار گفت: مرا بفرست تا در چشم دشمنانش فرو روم
ناگهان صدايی شنيدم؛آن صدای قلبم بود که با شيرين زبانی گفت: مرا بفرست تا به او وفادار باشم.
