
شکنجه گاهِ این دنیاست جایم........... به جرم زندگی این شد سزایم
آه ای خدایم، بشنو صدایم
مرا بگذار با این ماجرایم..............نمی پرسم چرا این شد سزایم
آه ای خدایم، بشنو صدایم
گلویم مانده از فریاد و فریاد............ندارد کس غم مرگ صدا را
به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گلهای به خون غلتیده شوگند
به مادر، سوگوارِ جاودانه
که داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظارست
به هر سو باد وحشی در گذارست
به فکر قتل عام لاله ها باش
که خوابِ گُل به گُل کابوس خارست
خدایم، ای پناه لحظه هایم
صدایت میزنم، با گریه هایم
صدایت میزنم، بشنو صدایم
الهی در شبِ فقرم بسوزان
ولی محتاج نامردان مگردان
عطا کن دستِ بخشش همـّتم را
خجل از روی محتاجان مگردان
الهی کیفرم را میپذیرم
که از تو ذاتِ خود را پس بگیرم
کمک کن تا که به ناحق نسازم
برای عشق و آزادی بمیر

من / عشق












