

عشق

به من بسپار
دستت را به من بسپار
تا از گرمي آن وجودم را پر كنم
گوشت را به من بسپار
تا زمزمه ي عشق را در آن جاري كنم
شانه ات را به من بسپار
تا آن را تكيه گاه تنهايي ام كنم
قلبت را به من بسپار
تا آن را در هاله اي از نور نگهداري كنم
صدايت را به من بسپار
تا مهرباني ات را تدريس كنم
چشم هايت را به من بسپار
تا تازگي هاي عشق را در آن پيدا كنم
جسمت را به من بسپار
تا دمادم آن را گلباران كنم
همه را به من بسپار
تا معني خواستن را ياد بگيرم ياد بگيرم چگونه تو را بپرستم و چگونه با وجود تو در حضور عشق
خود را بازيابم... اي كاشف موجوديت عشق!
سال نو رو پيشاپيش تبريك ميگم

تعطيلات عيد خوش بگذره![]()
خدانگهدار![]()
آدمک آخر دنياست بخند آدمک مرگ همين جاست بخند
آن خدايي که بزرگش خواندي به خـــدا مثل تو تنهاست بخند
دستخطي که تو را عاشق کرد شـــوخي کاغذي ماست بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است فـکربکن گريه چه زيباست بخند
خنده ی تلخ آدما
همیشه از دلخوشی نیست
گاهی شکستن دلی
کمتر از آدم کشی نیست
گاهی دلی بد تنگ می شه
تو گریه هم کم می یاره
یه حرف خیلی ساده هم
گاهی چقدر غم می یاره
نمي خوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نمي خوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نمي خوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره است...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نمي خوام بگم که مثل آب پاک و زلالی...
چون آب که هميشه پاک نمي مونه...
نمي خوام بگم که دوستت دارم...
چون من که اصلا دوستت ندارم...!!!
بلکه من عاشقتم...
چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...
